|
در اقصا نقاط جهان مردان و زنان يهودي به عيسي .... ياشوا به عنوان مسيح كه براي گناهان ما مرد و از مردگان قيام كرد ايمان ميآورند .
وعدهها و نبوتها درباره آمدن او در كتب عبراني كتابمقدس كه يهوديان آن را تورات ، مسيحيان عهد عتيق و مسلمانان ... مينامند ، ثبت شده است . وقوع اين نبوتها و اتفاقات زندگي عيسي در عهد جديد كه قسمت ديگري از كتابمقدس ميباشد ثبت گرديده است .
تورات در مورد نبياي به نام دانيال كه از اسراي يهودي اسارت بابل بوده و در ايران باستان زندگي ميكرد سخن ميراند . دانيال در خدمت پادشاهاني مانند نبوكد نصر ، بلشصر و داريوش بود و توسط دانيال خدا نبوتي را آشكار نمود كه در واقع بيان كننده زمان آمدن مسيح بود .
بياييد قسمتهايي از باب ۹ كتاب دانيال را مطالعه نماييم :
" پس بدان و بفهم كه از صدور فرمان به جهت تعمير نمودن و بنا كردن اورشليم تا ظهور مسيح رئيس ، هفت هفته و شصت و دو هفته خواهد بود و اورشليم با كوچهها و حصار در زمانهاي تنگي تعمير و بنا خواهد شد . و بعد از آن شصت و دو هفته ، مسيح منقطع خواهد گرديد و از آن او نخواهد بود . بلكه قوم آن رئيس كه ميآيد شهر و قدس را خراب خواهند ساخت و آخر او در آن سيلاب خواهد بود تا آخر جنگ خرابيها معين است . و او با اشخاص بسيار در يك هفته عهد را استوار خواهد ساخت و در نصف آن هفته قرباني و هديه را موقوف خواهد كرد . بر كنگره رجاسات خراب كنندهاي خواهد آمد و الي النهايت آنچه مقدر است بر خراب كننده ريخته خواهد شد . " (دانيال ۹: ۲۵- ۲۷)
در نگاه اول شايد كلمات اين نبوت براي درك بسيار مشكل باشد .
ولي با يك بررسي دقيق در مورد كلمات اين نبوت در مييابيم كه آنها چهار حقيقت قاطع را در مورد آمدن مسيح براي ما بيان ميكنند. حقيقت اول آمدن او دقيقاً در يك زمان معين واقع خواهد شد . همانگونه كه اين نبوت اعلام ميكند كه : " ... از صدور فرمان به جهت تعمير نمودن و بنا كردن اورشليم تا ظهور مسيح رئيس ، هفت هفته و شصت و دو هفته خواهد بود و اورشليم با كوچهها و حصار در زمانهاي تنگي تعمير و بنا خواهد شد . "
محققان و مفسران كتابمقدس بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اين شصت و نه هفته در واقع هر واحد آن هفت سال ميباشد كه در مجموع ۴۸۳ سال را بيان ميكنند .
آيا در تاريخ در مورد صدور فرمان جهت تعمير نمودن و بناي اورشليم چيزي ثبت شده است ؟ بله ثبت شده است . ما از طريق كتب مقدسه در كتاب نحميا در مييابيم كه اخشورش پادشاه ايران ۴۴۴ سال قبل از اين واقعه فرماني براي تمامي يهودياني كه در سرزمين او بودند صادر مينمايد .
اگر ما ۴۸۳ سال را با اين تاريخ و فرمان اخشورش مطابقت نماييم به كشفي شگفتانگيز و نتيجهاي غيرقابل انكار خواهيم رسيد: طبق اين تاريخ آمدن مسيح سال ۳۳ ميلادي خواهد بود ، درست زماني كه عيسي بر روي زمين در ميان ما بود .
حقيقت دوم زمان آمدن مسيح بايد قبل از ويراني معبد (قدس) دوم در اورشليم باستاني اتفاق ميافتاد . زيرا دانيال در مورد آمدن مسيح در قسمتي كه مطالعه كرديم بيان مينمايد كه : " قوم آن رئيس كه ميآيد شهر و قدس را خراب خواهند ساخت . "
قدس در سال ۷۰ ميلادي يعني ۴۰ سال پس از اينكه – عيسي – در آنجا تعليم ميداد توسط ارتش روم به فرماندهي تيطس ويران گرديد .
در واقع عهد جديد سخنان دردآور عيسي را هنگامي كه ديگران در مورد زيبايي معبد سخن ميگفتند به ثبت رسانده است . او اينگونه بيان نمود كه : " ايامي ميآيد كه از اين چيزهايي كه ميبينيد ، سنگي بر سنگي گذارده نشود ، مگر اينكه به زير افكنده خواهد شد . " (لوقا ۲۱: ۶)
آيا عيسي به انجام نبوت دانيال مينگريست ؟ بله و ۴۰ سال پس از بيان اين كلمات توسط عيسي نبوت دانيال به حقيقت پيوست .
حقيقت سوم اين است كه نسل و دودمان مسيح تنها تا زماني كه معبد پا بر جا بود قابل تاييد ميباشد مسيح بايد در دوران نسل به خصوصي ميآمد . او بايد از نسل داوود پادشاه ميبود . و در زماني بايد ميآمد كه هر كه ادعا ميكرد مسيح است خاندان او توسط مطالب ثبت شده در معبد تطبيق ميشد . تا زماني كه معبد پا بر جا بود ميشد با تطبيق نسبنامههاي ثبت شده در معبد اين تطابق را انجام داد . ولي تمامي اين اسناد ثبت شده در زمان ويراني معبد نابود شد . پس خداوند اگر ميخواست به طور دقيق خاندان مسيح را براي ما بيان كند بايد مسيح را زماني ميفرستاد كه اين تطابق براي هر كه ادعا ميكرد مسيح است انجام ميشد .
با اينكه ما ديگر اسناد ثبت شده معبد را نداريم ولي نسبنامه عيسي در بخشهايي از عهد جديد به نام اناجيل متي و لوقا ثبت گرديده است . هر دوي اين اسناد بيان ميكنند كه عيسي از خانه داوود آمده است .
آيا نسبنامه كسي را قبل از ويراني معبد در دست داريم كه ادعا كند مسيح است و از نسل داوود ميباشد ؟ نه چنين نيست .
بالاخره نبوت دانيال براي ما بيان ميكند كه مسيح با مرگي داوطلبانه خواهد مرد . دانيال مينويسد : " مسيح منقطع خواهد گرديد و از آن او نخواهد بود . " (آيه ۲۶) كلمه منقطع شدن به معناي كشته شدن يا مردن داوطلبانه ميباشد .
ايده مرگ مسيح چيز جديدي نبود . اشعياي نبي در مورد كسي كه به خاطر گناهان بشر مرده و زحمت خواهد كشيد نوشته است :
" از زمين زندگان منقطع شد و به جهت گناه قوم من مضروب گرديد . " (اشعيا ۵۳: ۸)
عيسي از نسل داوود بود و دقيقاً در زمان تحقق نبوت دانيال ، ۴۸۳ سال پس از صدور فرمان اخشورش هويت يافت . او در ميان ما خدمت نموده قبل از ويراني معبد " منقطع شد " .
درست همانگونه كه دانيال ادعا كرده بود . آيا عيسي مسيح است ؟ اگر او نبود ، پس چه كس ديگري ميتوانست مسيح باشد ؟
|