یهودیان برای عیسی
دربـــاره مـــا

خـــانـــه

دربـــاره مـــا
مقدمه
تاريخچه ما
چگونه شروع شد
نـام : يـــهوديان بـرای عـيسی
اصول اعتقادات ما
ارزش‌هاي اصلي ما

شـــهادت‌های ايـــمان‌داران يـــهودی از ايـــران

نـــبوت‌ها در كـــتب عـــبراني

اعـــياد يـــهودی

ارتـــباط بـــا مـــا
نـام : يـــهوديان بـرای عـيسی
موشه روزن

{JFJ_NAME} ما خود را نام‌گذاري نكرديم . يك روز در يك وضعيت بحراني ما شعاري را به وجود آورديم تا اعلام كنيم كه يهوديان مي‌توانند و بسياري چنين كرده‌اند كه به عيسي ايمان بياورند . اين شعار ساده و رسا بود : » يهوديان براي عيسي « . ما اين شعار را روي لباس‌هاي جين كه جوانان مي‌پوشيدند طراحي كرديم . سپس ۵۰۰ پوستر را با همان شعار سه كلمه‌اي چاپ كرديم و در تمام كالج‌ها و دانشگاه‌هاي منطقه خليج چسبانديم . ما پوسترها را شرح نمي‌داديم زيرا خودشان درباره خودشان صحبت مي‌كردند . ده روز بعد ما اوراق بشارتي با همين عنوان توزيع كرديم كه حركتي خلاق محسوب مي‌شد . برخي فكر مي‌كردند كه اين شعار ، اسم ماست ، و به زودي آنان ما را با نام « يهوديان براي عيسي » شناختند .

ما بايد بر روي اين فاصله فرهنگي پلي ايجاد مي‌كرديم . آژانس‌هاي بشارتي يهودي عموماً از اين اصل در مورد مردم بومي غفلت مي‌كردند : صيد اشخاصي از قوميتي خاص ، قبيله يا بخشي از اجتماع براي مسيح و تعليم به آنها تا در چارچوب فرهنگي خودشان به مردم خود بشارت دهند . اين غفلت باعث ايجاد فاصله در ميان مبشران و مردم يهودي كه مي‌خواستند به آنها بشارت دهند شد . ميسيونرها اين انتظار را از يهوديان داشتند كه هرگاه آنان به مسيحيت روي مي‌آورند مانند غير يهوديان رفتار كنند ، مثلاً خوردن غذاهاي منع شده (حرام) يا ناديده گرفتن تعطيلات يهودي ثابت مي‌كرد كه آنان مسيحي هستند . با در نظر گرفتن مثال پولس كه مي‌گفت يهوديان را يهودي شدم . ما شروع به استفاده از ابزاري براي بشارت شديم كه برگرفته از فرهنگ يهودي بود .

سرودهايي را با موسيقي يهودي براي ستايش عيسي نوشتيم و در تعطيلات يهوديان مانند فصح و روز كفاره ما مسيح را به عنوان بره خدا براي كفاره ما از گناهان‌مان معرفي مي‌كرديم . به جاي كنار گذاشتن يهوديتمان ما براي آن ارزش قايل شديم . اين مسئله به كساني كه مي‌خواستيم به آنان بشارت دهيم نشان مي‌‌داد كه مسيحي شدن به معناي ترك خداي ابراهيم ، اسحاق و يعقوب نيست و اينكه مسيح كامل كننده شريعت يهود است . بايد اين نقشه را ترقي مي‌داديم .

تا سال ۱۹۷۰ براي رهبران مجامع يهودي گفتن اين جمله كه يهوديان به عيسي ايمان ندارند نسبتاً آسان بود . اين منطق اشتباه به نظر صحيح مي‌آمد زيرا ايمان‌داران يهودي به چشم نمي‌آمدند . با اينكه تعدادي از يهوديان عيسي را پذيرفته بودند ولي در كليسا و مجامع يهودي از دادن شهادت در اين مورد خودداري مي‌كردند . با همكاري و استفاده از كار تيمي و انگيزه‌اي بالا توانستيم تصويري از يهوديان واقعي كه به عيساي واقعي ايمان دارند ارائه نماييم . هنگامي كه پيام خود را به تمام كشور منتقل كرديم ، هزاران نفر از ما (يهوديان ايمان‌دار) ظاهر شدند . ديگر كسي نمي‌توانست بگويد يهوديان هرگز به عيسي ايمان نخواهند آورد .

در سال ۱۹۷۳ ما مستقل شديم . خداوند به ما روياي انجام اين كار را داده بود و ديديم كه به انجام رسيد . براي تاثير‌گذاري بيشتر ، ما نيازمند شكل جديد و متفاوتي از ديگر نهادهاي بشارتي ارايه مي‌كرديم . در طي ۳ سال ما بزرگترين انجمن بشارتي به يهوديان در دنياي مدرن شديم .

ما روش‌هاي بشارتي آسان و قابل درك را حفظ كرده و ترويج نموديم و همين امر باعث تاثير‌گذاري نهاد بشارتي ما شد . پس از ۲۵ سال خدمت در اين زمينه ، بسيار خرسنديم كه ديگر گروه‌هاي بشارتي يهودي شروع به تركيب روش‌هاي پايه‌گذاري شده توسط ما در شيوه بشارتي خود شده‌اند .