یهودیان برای عیسی
اصول خدمت ما
شهادت نــــامـــه

خـــانـــه

دربـــاره مـــا

شـــهادت‌های ايـــمان‌داران يـــهودی از ايـــران

نـــبوت‌ها در كـــتب عـــبراني

اعـــياد يـــهودی

ارتـــباط بـــا مـــا
« من ديگر از مرگ نمي‌ترسم ... »

سورتی نام من سيمين است . من يك خانم يهودي ايراني هستم كه قلب خود را به ياشوا ، عيسي ، ‌مسيح قوم يهود و منجي جهان داده‌ام ( تقديم كرده‌ام . ) وقتي به نوزده سالگي رسيدم ، فهميدم كه در مورد آينده ترس‌هاي بسياري دارم . نمي‌دانستم كه وقتي مردم ابديت را در كجا سپري خواهم كرد . هنگامي كه بعدا به وسيله ايمان به عيسي با خداي زنده ملاقات كردم – وقتي كه دوستي و محبت بي‌نظير او را شناختم – از طريق كلامش ، كتاب‌مقدس آموختم كه خداوند براي من گناه‌كار راهي را مهيا نموده است تا آمرزيده شوم و حضور او را در زندگيم هر روزه تجربه نمايم و پس از مرگ تا ابد با او باشم . داود پادشاه نيز به اين درك و مشاركت با خداي زنده رسيده بود. به خاطر همين است كه در مزمور ۲۳ مي‌نويسد : " هر آينه نيكويي و رحمت تمام ايام عمرم در پي من خواهد بود و در خانه خداوند ساكن خواهم بود تا ابدالآباد . " (آيه ۶)

از ميان نوشته‌هاي اشعياي نبي آموختم كه : " زيرا كه جميع ما مثل شخص نجس شده‌ايم و همه اعمال عادله ما مانند لته ملوث مي‌باشد . " (اشعيا ۶۴: ۶) بنابراين من نمي‌توانم با جد و جهد و نيكوكاري باعث خوشنودي او شوم . اما خدا را شكر ، او راهي برايم مهيا نمود تا به حضور او وارد شوم . عيسي بر روي صليب مرد تا مجازات گناهان مرا بر خود بگيرد . با اينكه او بي‌گناه بود ، جان خود را فدا كرد تا مرا از مجازات گناهان گذشته‌ام نجات بخشد و هديه حيات جاوداني را كه او از ابتدا برايم در نظر گرفته بود به من ببخشد . هنگامي كه من به اين درك رسيدم و ايمان آوردم كه حقيقتا او تمام اينها را به خاطر من انجام داده است ترس‌ها و شك‌هايم مرا ترك كردند . و به جاي آن آرامش و اطمينان وارد قلب من شد . تمام اينها چگونه پديدار شدند ؟ سعي مي‌كنم توضيح دهم . والدين من ، هر دو در خانواده‌هاي يهودي متولد شده و به عيسي ايمان آورده بودند . آنها نمونه‌هاي خوبي براي زندگي من بوده و زندگي خوب و راحتي براي فرزندانشان مهيا ساختند . در كودكي با آنان به كليسا مي‌رفتم و از پرستش ، دعا و قرائت كلام خدا لذت مي‌بردم . هنگامي كه بزرگتر شدم ، دريافتم كه ايمان آنان باعث نجات‌شان از گناه شده اما مرا از گناهانم نجات نداده است . من محتاج اين بودم كه به وسيله ايمان شخصي به آنچه مسيح برايم انجام داده است از اين هديه نجات خداوند بهره‌مند گردم . چگونه مي‌توانستم اين هديه نجات را به دست آورم ؟ عهد جديد اينگونه بيان مي‌نمايد كه : " زيرا اگر به زبان خود عيسي خداوند را اعتراف كني و در دل خود ايمان آوري كه خدا او را از مردگان بر‌خيزانيد ، نجات خواهي يافت . " (روميان ۱۰: ۹) اين يك انتخاب شخصي است كه هر كدام از ما نيازمند انجام آن هستيم .

وقتي كه بزرگتر شدم دوستان مختلفي در مدرسه با مذاهب مختلف يافتم . برخي مسلمان ، برخي زرتشتي و برخي يهودي بودند . من از فرهنگ كشورم مطلع بودم . همچنين دانش‌آموز خوبي بوده و تلاش بسياري در درس‌هايم داشتم . من نسبت به تعاليم خانواده‌ام باوقار ، صادق و وفادار بودم . با اين حال هيچ يك از اين خصوصيات نتوانست به پرسش‌هاي درونم از قبيل " وقتي بميرم ، برايم چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ "; پاسخ دهد . سپس ، يكي از اعضاء خانواده ما به سرطان مبتلا شد . همه ما را غم فراگرفت و درباره او نگران بوديم . و چون من جوان و رقيق‌القلب بودم ، نگراني‌هايم پر از ترس و نااميدي بود . در طول روز در حالي كه نمي‌توانستم پاسخي ، اطميناني يا كمكي بيابم ، گريه مي‌كردم . اما برخي از ايمان‌داران به عيسي كه ايماني قوي به دعا و شفا داشتند ، ما را تشويق كردند تا به كليسا برويم . اين بار در حالي كه به قرائت كلام و موعظه آن روز گوش مي‌دادم ، كلمات معناي تازه‌اي براي مي‌يافتند . اين جلسه تنها يك مراسم مذهبي نبود . مثل اين بود كه هر كدام از كلمات وارد قلب من شده و بيداري براي روحم به وجود مي‌آورد . فهميدم كه از چه مي‌ترسم و نگرانم . همه ما با مرگ روبرو خواهيم شد . آيا من آماده بودم ؟ ايمان من كجا بود ؟ آيا خدا را آنطور كه بايد مي‌شناختم ؟ ناگهان ، دريافتم كه نياز حقيقي من اين است كه خداوند حقيقي و زنده را بشناسم . آنچه را كه در كودكي آموخته بودم به ياد آوردم . خداوند مرا خلق كرده و از درونم آگاه است . او مرا آنقدر دوست داشت كه يگانه پسرش عيسي‌مسيح ، ياشوا مسيح را داد تا به جاي من بميرد و من از گناهانم پاك شده و ابديت را با او بگذرانم . اكنون ، ديگر از مرگ نمي‌ترسم . اكنون مي‌توانم با او صحبت كرده و سخنان او را بشنوم . دريافتم كه گناه ديگر نمي‌تواند رابطه مرا با او قطع نمايد . بارهاي سنگينم از من دور شدند . كلام خدا برايم واضح بود . قبلا فكر مي‌كردم كه كتاب‌مقدس يك كتاب داستان زيباست . اما اكنون صداي او را مي‌توانم بشنوم . از طريق كتب مقدسه حقايق او برايم باز مي‌شود . سي و يك سال از شروع اين زندگي جديدم كه پر از بركات ، معجزات و شفاهاست مي‌گذرد . او با قدرت در زندگيم كار مي‌كند . هر گاه مشكلات پديد مي‌آيند او مرا ياري مي‌نمايد . حضور او هيچ وقت مرا ترك نمي‌كند. روح‌القدس او افكار مرا روشنايي مي‌بخشد تا بتوانم خدا را بهتر بشناسم . او ترس‌ها را از آناني كه به او ايمان دارند دور مي‌كند ، و من مشتاق صحبت با ديگران در مورد كارهايي كه خدا انجام داده است ، هستم .

دوست من هم در جستجوي شناخت مسيح است . تنها از طريق عيسي به خدا مي‌رسيم . به خاطر همين است كه عيسي مي‌فرمايد : " من راه و راستي و حيات هستم . هيچ كس نزد پدر جز به وسيله من نمي‌آيد . " (يوحنا ۱۴: ۶) هر گاه شما به كاري كه عيسي براي شما انجام داده است ايمان آورديد ، حضور ، سلامتي و محبت خدا را خواهيد يافت . و هيچ چيز در زندگي نه مرگ ، نه فرشتگان ، نه ارواح شرير ، نه چيزهاي حال ، نه چيزهاي آينده و نه هيچ قدرتي ، نه بلندي ، نه پستي و نه هيچ مخلوق ديگري قدرت خواهد داشت تا ما را از محبت خدا كه در خداوند ما مسيح‌عيسي است جدا سازد . شما هم مي‌توانيد با اين اطمينان مانند داود پادشاه اعلام نماييد: " هر آينه نيكويي و رحمت تمام ايام عمرم در پي من خواهد بود و در خانه خداوند ساكن خواهم بود تا ابدالآباد . " (مزمور ۲۳: ۶)